وصیتنامه برادران شهید سرافراز خالقی پور
سه برادر شهید خالقی پور به نام های داوود، رسول و علیرضا در عملیاتهای خیبر و مرصاد سالهای 62 و 67 به شهادت رسیدهاند.
به گزارش خبرگزاری حیات، شهیدان داوود، رسول و علیرضا خالقی پور سه برادر شهیدی هستند که به ترتیب رسول در سن 21 سالگی، داوود در سن 18 سالگی و علیرضا در سن 17 سالگی در آغوش یکدیگر به مقام شهادت نائل آمدند. گفتنی است اولین شهید خانواده خالقی پور، شهید داوود خالقی پور بود که در عملیات خیبر سال 62 به شهادت رسیده است.
هم اکنون والدین این سه برادر شهید در قید حیات بوده و در محله نازی آباد تهران ساکن هستند. فرازی از وصایای این شهیدان به شرح ذیل می باشد:
فرازی از وصیت نامه ی شهید داود خالقی پور
" بسم الله الرحمن الرحیم "
"الّلهُمَ اَغفرلی کُلَّ ذَنباً اَذنَبتَهُ و کُلَّ خطیئهُ اَخطاءَتُها
"یا ایها الذین آمنوا امنا بالله و با لیوم الاخرة "
با سلام و درود بر منجی عالم، فرقان راستین، آخرین ائمه معصومین مهدی (عج) و درود و سلام برنائب او، رهبرآزادگان جهان امام خمینی و درود فراوان بر شهداء
این نوشته، وصیت نامه ی حقیر داوود خالقی پوراست، شخصی که با تمام بار گناهی که بر دوش او بود، امید بخشش از خداوند و شفاعت ائمه مخصوصاً حسین (ع) را داشت و با تمامی گناهان و اشتباهات، در دل عاشق حسین (ع) بود و به نوکری نسبت به او افتخار می ورزید.
شهید سرافراز رسول خالقی پور
فرازی از وصیت نامه ی شهید رسول خالقی پور
تنها لقمه حلال پدری و شیر پاک مادری و فراغ دوستان شهیدش باعث شد که قدری بخود آید و با توسل به ائمه اطهار علیهالسلام عنایت مولایش را جلب کند و خود را به آنجا رساند که تنها آرزویش یعنی وصال به حق و نظر کردن
به وجه معبودش دست یابد.
سخنی با شما بسیجیان عزیز: ای نور چشمانم که به حق گمنامید و مظلوم زندگی می کنید و گمنام تر شهید میشوید ای کسانی که صاحبان واقعی انقلاب هستید و برگردن مردم ایران حق دارید و با این وجود مظلوم شهر و شهید جبهه هستید و واقعاً هیچ عمل و جمله و نوشته ای نتوانسته حق شما را بجا آورد و تا آنجا دل از دنیا بریدید که اماممان فرمودند: شما را همین بس که محبوب خدایید.
شهید سرافراز علیرضا خالقی پور
فرازی از وصیت نامه ی شهید علیرضا خالقی پور
خدایا ترا شکرگزارم به سبب این که در دوران زندگیم همواره دستگیرم بودی و من را از گام نهادن در راههای تاریک باز نهادی و مرا در آغاز مسیر شهادت قرار دادی، راهی که ابتدایش آموختن الفبای قرآنی و انتهایش نگریستن به وجه زیبای تو بود و اما پدر و مادر عزیزم این را می دانم که حق شما را بدان حال که هست بجا نیاوردم و در ایام حیاتم برای شما و برادر و خواهرم فرزند و برادر خوبی نبوده ام؛ اما چه کنم که وسیله ای برای جبران خطاهایم ندارم لذا از شما می خواهم که حلالم کنید، باشد که انشاالله نزد حضرتش رو سفید رفته باشم.